شرمنده ام پیش خدا...خدایی که این همه نعمت بهم داده وموردلطف خودش قرارم
داده.امامن به جای این که شاکرش باشم،بپرستمش وستایشش کنم چشم وگوش
ودلم روبادنیایی پرکردم که مخلوق همین خداست،فانیه وتاحالابه هیچ کس هم
وفانکرده.
خدای من!وقتی که من اینجا -تواین دنیا- ازیادتوغافلم،چطورمی تونم انتظارداشته
باشم که توهم توی اون «یوماً عبوساً»،توی اون «یوماً ثقیلاً» به یادم باشی و
هوای منوداشته باشی؟
+ نوشته شده توسط نرگس ییلاقی اشرفی در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت
12:22 |
